مادرانه های من با مانیا
عزیز دلم تو دقیقا وسط تابستون به دنیا اومدی سه روز تو بیمارستان به خاطر زردی بستری بودی . دختر خیلی خوبی بودی و از همون اول شبا تا صبح آروم میخوابیدی و گاهی برای شیرخوردن بیدار میشدی. اواخر شش ماهگی چهاردستو پا رو شروع کردی و از اوایل 11 ماهگی راه رفتنو شروع کردی. تو روزای اول دوازده ماهگیم دندونت نیش زد و واسه تولد یه دونه سفید مثل برف میدرخشید تو دهن کوچولوت.و بلافاصله ظرف یکماه و چند روز صاحب 5 تا دندون خوشگل شدی. روزای خوب و تکرار نشدنی با هم داشتیم. و شدی همه همه زندگیم. عاشقانه دوست دارم و برای خوشبختیت و سلامتیت همیشه دعا میکنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادرانه های من با مانیا
